شرح وظایف واحد بهبود سازمانی و توسعه

واحد بهبود سازمانی و توسعه

واحدهای زیرمجموعه: مستند سازی، تحقیق و توسعه، سیستم­‌ها و روش‌­ها، ارزیابی عملکرد، بودجه

 

اهم شرح وظایف واحد:

  1. مستندسازی و تدوین آئین­‌نامه­‌ها، دستورالعمل­‌ها و نظامنامه‌­های سازمانی واحدهای مربوطه
  2. تدوین طرح­های توجیهی راه‌­اندازی و توسعه مراکز زیرمجموعه مؤسسه
  3. راه‌­اندازی موزه­‌های آموزشی (زیست محیطی، دیرینه­‌شناسی)، آزمایشگاه­‌های (کشت بافت، تحقیقاتی، آموزشی)، باغ پرندگان و مستندسازی کلیه فعالیت­های آن‌ها
  4. برنامه‌­ریزی بازدیدهای عمومی و تخصصی از واحدهای زیرمجموعه (موزه­، باغ پرندگان، آزمایشگاه­ و...)
  5. ارزیابی عملکرد سازمانی و فردی کلیۀ مراکز آموزشی زیرمجموعه مؤسسه
  6. بروزرسانی و پشتیبانی سایت همره و شبکه­‌های اجتماعی مربوطه
  7. تدوین نشریه داخلی «همرهان» پس از اخذ مطالب جمع‌­آوری شدة واحد روابط عمومی
  8. تدوین و بازنگری سند برنامه­‌ریزی استراتژیک مؤسسه
  9. انجام مطالعات اولیه،‏ برنامه‌ریزی، تدوین نظامنامه‌های «مدرسۀ زندگی همره» و ادارۀ آن.

 

 

چرا مدرسۀ زندگی:

یکی از نقدهایی که به آموزش و پرورش وارد می‌شود در مورد مساله پرورش دانش‌آموزان است. به عقیده کارشناسان، آموزش و پرورش بیش از آنکه به دنبال پرورش دانش‌آموزان باشد، آموزش را مدنظر قرار داده است. مهارت‌های زندگی یکی از مقوله‌های پرورش است که کمتر مورد توجه قرار می‌گیرد.

همه ما برای اینکه بتوانیم در جایی مشغول به کار شویم، تولیدی داشته باشیم یا مسائلی از این دست را با موفقیت پشت سر بگذاریم، نیازمند مهارت‌هایی هستیم. نسخه بزرگ‌تر این بخش‌های زندگی، خود زندگی است که ما برای زندگی کردن نیازمند این هستیم تا مهارت‌هایی داشته باشیم و از پس زندگی فردی و اجتماعی خود برآییم.

مهارت‌های زندگی، مهارت‌هایی هستند که توانایی اجتماعی و روحی فرد را افزایش می‌دهند و موجب می‌شوند تا او بتواند به نحوی بهتر و موثرتر با مشکلات و دشواری‌های زندگی مواجه شود. مهارت‌های زندگی قدرت سازگاری افراد را بالا می‌برد، شخص می‌تواند مسئولیت‌های اجتماعی و شخصی زندگی را بهتر بپذیرد و توانمندی‌هایش را بروز دهد و از آسیب‌های ناشی از ناتوانی در حل مشکلات در امان بماند. تعاریف بسیاری در مورد این مهارت‌ها گفته شده، اما آنچه از سوی سازمان بهداشت جهانی به عنوان مهارت‌های ده گانه زندگی مطرح شده است، بیش از سایر تعریفات مورد توجه قرار گرفته است و اتفاق نظر بیش‌تری روی آن وجود دارد.

«توانایی انجام رفتار سازگارانه و مثبت به گونه‌ای که فرد بتواند با چالش‌ها و ضروریات زندگی روزمره خود کنار بیاید»؛ این تعریف سازمان بهداشت جهانی در مورد مهارت‌های زندگی است.

مهارت‌های زندگی شامل ده مهارت ذیل است:

۱) مهارت خودآگاهی: که توانایی شناخت نقاط ضعف و قوت هر فرد است. اگر فرد بتواند تصویری واقع بینانه از خود کسب کند و نیازها و تمایلاتش را به خوبی بشناسد، می‌تواند با حقوق فردی، اجتماعی و مسئولیت‌های فردی و اجتماعی‌اش آشنا شود.

۲) مهارت همدلی: همدلی به این معنی است که فرد در هر شرایطی، چه خوب و چه بد، بتواند دیگران و مشکلاتشان را درک کند. به این ترتیب روابط اجتماعی افراد با یکدیگر بهتر می‌شود.

۳) روابط بین فردی: این مهارت، مشارکت، اعتماد واقع بینانه و همکاری با دیگران را مشخص می‌کند و موجب می‌شود تا روابط دوستانه‌ای با دیگران ایجاد کند و دوستی‌های ناسالم را خاتمه دهد تا کسی از چنین روابطی آسیب نبیند.

۴) مهارت ارتباط موثر: با کسب این مهارت، افراد می‌آموزند برای درک بهتر دیگران، به شیوه‌ای درست به صحبت‌های آنها گوش دهند. همچین فرد بتواند نیازها و احساسات خودش را با دیگران در میان بگذارد تا هم نیازهای دیگران و هم نیازهای خودش برآورده شود.

۵) مهارت مقابله با فشار عصبی: زندگی در دنیای مدرن با فشارهای روحی و روانی بسیاری همراه است، اگر این فشارها بیش از حد به طول بینجامد، بر زندگی افراد تاثیر منفی می‌گذارد و زمینه ساز بروز مشکلات جدی می‌شود. با آموختن این مهارت افراد هیجان‌های مثبت و منفی را در خود و دیگران می‌شناسند و سعی می‌کنند این عوامل مشکلی برای آنها ایجاد نکند.

۶) مدیریت هیجان: هر انسانی در زندگی خود با هیجانات گوناگونی از جمله غم، خشم، ترس، خوشحالی، لذت و... مواجه است که همه این هیجانات بر زندگی او تاثیر می‌گذارد. شناخت و مهار این هیجانات، همان مدیریت هیجان است. برای کسب این مهارت فرد به طور کامل باید بتواند احساسات و هیجانات دیگران را نیز درک و به نوعی این هیجانات را مهار کند.

۷) مهارت حل مساله: زندگی سرشار از مسائل ساده و پیچیده است. با کسب این مهارت، بهتر می‌توانیم مشکلات و مسائلی را که هر روز در زندگی برایمان رخ می‌دهند، از سر راه برداریم.

۸) مهارت تصمیم‌گیری: برای برداشتن هر قدمی در زندگی باید تصمیم‌گیری کنیم، مسیر زندگی انسان را تصمیم‌گیری‌های او مشخص می‌کند. با آموختن این مهارت اهداف خود را واقع‌بینانه تعیین و از میان راه حل‌های موجود بهترین را انتخاب می‌کنیم و مسئولیت عواقب آن را نیز به عهده می‌گیریم.

۹) تفکر خلاق: تفکر یکی از مهم‌ترین مهارت‌های زندگی است. مهارت تفکر خلاق، همان قدرت کشف، نوآوری و خلق ایده‌ای جدید است تا در موارد گوناگون بتوانیم راهی جدید و موثر بیابیم. با آموختن تفکر خلاق، هنگام مواجهه با مشکلات و دشواری‌ها احساسات منفی را به احساسات مثبت تبدیل می‌کنیم. هنگامی که تفکر خلاق را می‌آموزیم دیگر مشکلات زندگی مزاحم ما نیستند بلکه هرکدام فرصتی هستند تا راه حل‌های جدید بیابیم و مشکلات را به گونه‌ای حل کنیم که کسی تاکنون این کار را نکرده باشد.

۱۰) مهارت تفکر نقادانه: موجب می‌شود هر چیزی را به سادگی قبول یا رد نکنیم و پیش از آن، موضوع مورد نظر را به خوبی مورد بررسی قرار دهیم و پس از آن در مورد رد یا پذیرش آن تصمیم‌گیری کنیم. با آموختن تفکر نقادانه فریب دیگران را نمی‌خوریم، به عاقبت امور به خوبی فکر می‌کنیم، دقیق و درست تصمیم می‌گیریم و ارتباطات‌ درستی برقرار می‌کنیم.

 

بیش از یک دهه است که پژوهش‌های آموزشی در آموزش و پرورش به سمت مهارت‌های زندگی پیش می‌رود. آنچه امروزه روی آن تاکید می‌شود، آن دسته از آموزش‌هایی است که فرد برای زندگی خود به آنها نیاز دارد. برخی ویژگی‌ها که به آن جان‌مایه‌های شهروندی امروزی گفته می‌شود، باید در روند آموزش مورد توجه قرار گیرد تا در فرد نهادینه شود و در آینده با مردم جامعه ارتباط سالم و درستی برقرار کند. در آموزش و پرورش نوین، برای تقویت این ویژگی‌ها، روش‌هایی دارند. برای مثال در کلاسی که قصد تقویت دلسوزی را دارد، از داستان، فیلم، تئاتر و... استفاده می‌شود و از دانش‌آموز خواسته می‌شود تا بگوید اگر در این موقعیت باشد چه می‌کند و این کنش‌ها به تدریج آموزش داده می‌شود. از نمونه‌های موفق و فعال در این حوزه می‌توان به آموزش و پرورش ژاپن و فنلاند اشاره کرد. آموزش و پرورش در این کشورها، ویژگی‌های فرهنگی را در نظر می‌گیرد و براساس آن‌ها کار می‌کند.

برای مثال فرهنگ سامورایی در ژاپن؛ سامورایی ویژگی‌های اخلاقی مشخصی داشته است مانند اخلاق پهلوانی در جامعه ایران. ژاپنی‌ها ویژگی‌های فرهنگ سامورایی را در نظر می‌گیرند، بخش‌های مثبت آن را گسترش می‌دهند و بخش‌هایی از آن که می‌تواند به جامعه امروزی لطمه بزند را کاهش می‌دهند و در نهایت با فرهنگ جهانی امروز تطبیق می‌دهند. گزارشی وجود دارد که در آن یک گزارشگر وارد یک مدرسه در ژاپن شده و با یک دانش‌آموز روی ویلچر مواجه می‌شود. دانش‌آموز معلولیتی نداشته اما برای اینکه دانش‌آموزان زندگی یک معلول را حس کنند و به درکی در این‌باره برسند، هر دانش‌آموز در طول سال یک روز با ویلچر به مدرسه می‌آید و تمام کارهای روزمره خود را با این وسیله می‌گذراند. اینجاست که فرد هم معلولیت را درک می‌کند و هم قدر سلامتی خود را می‌داند. نمونه دیگر این است که مدارس ژاپن سرایدار ندارند و خود دانش‌آموزان بعد از پایان کلاس یا فعالیت ورزشی به تمیز کردن آن محل می‌پردازند و بعد به خانه خود می‌روند. این فرد یاد می‌گیرد که در بزرگسالی هم به نظافت اهمیت دهد. در ژاپن گروه‌های اجتماعی هستند که در بزرگسالی به طور داوطلبانه به نظافت پارک‌ها، دستشویی‌ها و... می‌پردازند و از این کار خجالت نمی‌کشند، چراکه در دوران بچگی خود این مساله را تجربه کرده‌اند.

در مدارس فنلاند معلم کلاس دارد نه دانش‌آموزان؛ به این معنا که دانش‌آموزان هستند که به کلاس‌های مختلف می‌روند و معلم زنگ بعد در همان کلاس حضور دارد. از کلاس‌های این مدارس می‌توان به کلاس آموزش‌های راهنمایی و رانندگی، آشپزی و... اشاره کرد. نمی‌توان ادعا کرد کسانی که در این نوع مدارس پرورش می‌یابند، انسان‌های ایده‌آل هستند اما احتمال پرورش بچه‌ها در چنین نظام‌هایی بسیار بیش‌تر است. گرچه به تازگی در آموزش و پرورش ما هم از سنین پایه به چنین مسائلی توجه می‌شود، اما همچنان تمرکز روی نمره در مدارس ما وجود دارد.

مدرسه زندگی به عنوان سازمان یادگیرنده، محل رشد استعدادها و توانمندی‌های مدیران، معلمان، دانش‌آموزان و اولیای آن‌هاست. درحالی که در دیدگاه سنتی (عادتی) مدرسه، صرفاً مکان پرورش و رشد استعدادهای دانش‌آموزان است.

 بدیهی است این چنین مدرسه‌ای که به فکر رشد تمامی متغیرها و پارامترهای خود باشد، مورد استقبال مدیران، کارکنان، دانش آموزان و اولیای آن‌ها قرارخواهدگرفت و نزد جامعه از مقبولیت و مشروعیت بیش‌تری برخوردار خواهد شد.

 

 

 

اهداف: 

مدرسه زندگی به عنوان سازمان یادگیرنده، محل رشد استعدادها و توانمندیهای مدیران، معلمان، دانش آموزان و اولیای آنهاست.

مدرسه ی زندگی انسان را موجودی می‌داند که تربیت، لازمه شخصیت وی است و خود اوست که باید به عنوان منشأ تغییرات اجتماعی و اصلاحات آن برآید. 

مدرسه مکانی برای زندگی کردن است و باید تبدیل به کارگاهی شود که در آن دانش آموزان تمرین زندگی کنند و هر آنچه در زندگی فردی و اجتماعی نیاز دارند، تمرین و ممارست شود. 

تمرین صبوری، مدارا و باهم زندگی کردن در مدرسه بسیار امر مهمی است درواقع هدف نهایی در تعلیم و تربیت، تمرین زندگی و مهارت‌ آموزی است که در مدارس به این رویکرد کمتر پرداخته می‌شود و به این دلیل فضای مدرسه از شادی و نشاط دور شده است.

هدف ما از برگزاری کلاس‌های مهارتی ایجاد فضایی صمیمی برای دانش آموزان است تا به یادگیری مهارت‌های مورد علاقه خود بپردازند.

مشاهده 147 مرتبه

ارسال نظر


لطفاً تصویر زیر را تکمیل کنیدJoomla CAPTCHA

ورود کاربران